۱۳۷۳

۱۰ آذر

1994

December 01

نور، آسمان، رنگ، جزییات، رهایی

فضای کاری من

کار هنری من به حضور ماندگار طبیعت می‌پردازد؛ به آنچه پس از مواجهه با یک منظره، یک رنگ، یک بافت یا یک تجربه‌ی گذرای حسی در وجود ما باقی می‌ماند. به‌جای بازنمایی طبیعت آن‌گونه که دیده می‌شود، علاقه‌مندم پس‌تصویر آن را ترجمه کنم؛ ردپاهای عاطفی، جسمانی و روانی که طبیعت در ما بر جای می‌گذارد.

الهه عباس زاده

با استفاده از مدیوم‌های ترکیبی، سطوحی متراکم و بافت‌مند را از طریق فرایندی شهودی و لمسی خلق می‌کنم. اغلب مستقیماً از دستانم استفاده می‌کنم؛ مواد را روی سطح فشار می‌دهم، می‌کشم، لایه‌لایه می‌کنم و جابه‌جا می‌کنم. این تماس فیزیکی بخش جدایی‌ناپذیر از شیوه‌ی کار من است. این فرایند به اثر اجازه می‌دهد از طریق لمس، ریتم، فشار و غریزه شکل بگیرد و رابطه‌ای مستقیم میان بدن، ماده و حافظه ایجاد کند.

نقاشی‌های من از دل انباشت و دگرگونی پدید می‌آیند. فرم‌ها گرد هم می‌آیند، محو می‌شوند و دوباره ظاهر می‌شوند؛ رنگ‌ها با یکدیگر برخورد می‌کنند و سپس عقب می‌نشینند؛ سطوح میان تراکم و گشودگی در نوسان‌اند. گاهی آثار یادآور گلبرگ‌ها، شاخ‌وبرگ، آب، خاک یا رشد ارگانیک هستند، اما از هرگونه بازنمایی ثابت و مشخص سر باز می‌زنند. آنچه برای من اهمیت دارد، نه توصیف یک مکان معین، بلکه بخشیدنِ شکل به آن چیزی است که پس از تجربه‌ی آن مکان در ذهن و بدن باقی می‌ماند؛ تکه‌هایی از حس، فضا، حرکت و حافظه.

به‌عنوان هنرمندی ایرانی که در بریتانیا زندگی و فعالیت می‌کند، همواره به این آگاه هستم که حافظه و ادراک چگونه در اثر جابه‌جایی میان مکان‌ها، محیط‌ها و بسترهای فرهنگی شکل می‌گیرند. برای من، طبیعت هم یک مواجهه‌ی فیزیکی و بی‌واسطه است و هم فضایی درونی؛ چیزی که در لحظه تجربه می‌شود، اما هم‌زمان با خاطره، فاصله و احساس تعلق درهم تنیده است.

از طریق نقاشی، در پی یافتن زبانی بصری برای تجربه‌هایی هستم که بیان آن‌ها با واژه‌ها دشوار است. هر اثر به فضایی تبدیل می‌شود که در آن چشم‌انداز بیرونی و حافظه‌ی درونی به هم می‌رسند؛ نه به‌عنوان ثبت یا بازنمایی طبیعت، بلکه به‌مثابه ترجمه‌ای از آنچه طبیعت در وجود ما بر جای می‌گذارد.

با ما در تماس باشید

سبک معاصر

در هر اثر، تکه‌ای از احساس، نور و خیال را به رنگ‌ها می‌سپارم تا هر تابلو، روایتگر لحظه‌ای باشد که با قلبم زندگی کرده‌ام.